تبليغاتX
UTOPIA
فرهنگی ، اجتماعی

Utopia

 

 ... وخداوند که پرستش شایسته اوست خلقت را از انتها آفرید .

 

یوتپیا  در زبان به معنای شهر آرمانها " آرمان شهر" می باشد .

شهر آرمانها کجاست ؟ زمان و مکان ؟

به نظر من ، انسان تنها در لحظه نخست خلقت و در آخرین های آن

می توانسته و خواهد توانست به حس نزدیک به این مکان و زمان برسند .

" گناه یا بد " دور کننده هر چه بیشتر روح بشریت از یوتپیا بوده است .

اگر فلسفه وجود تنها نیک را برای تعریف وجودی این شهر در نظر

بگیریم پس مسائلی مانند وجود عکس العمل ، اقبال ، تصادف و اختیار

از بُعد عملی خارج می شود که مبادا قضا و قدر از آنچه که قرار

داده شده خارج شود تا مبادا این آرمان شهر ، شهری از ناپاکی گردد .

تنها در محیطی که " بی عملی " وجود دارد ،

می توان انتظار چنین آرمانی را داشت .

البته به آنچه که اکنون نیز در آن زندگی می کنیم آرمان شهر می گویند .

اما آنچه که تفسیر اولیه انسانها از ارزش های آن بود ، تغییر کرده است .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1384ساعت 12:32  توسط آرش  | 

 

همانگونه که می دانیم هر تغییر اجتماعی ابتدا از زمان تغییر افراد آن اجتماع بوجود می آمد. این ناب ترین و ابتدایی ترین تعریف تغییرات اجتماعی است. مثلا یک پدیده جغرافیایی باعث بوجود آمدن این تغییرات می شود .

اما پس از آن بزرگ تر شدن جوامع و ازدیاد جمعیت و تعریف دیگر کار ،  پول و قدرت ، این تغییرات بصورت یک باید روزمره در آمد .

هر فاکتور یا عاملی که می توانست بوجود آورنده ، افزایش دهنده یا منحرف کننده قدرت باشد ، مورد توجه صاحبان آن یعنی مالکان قدرت بوده و هست.

در دنیای امروزی ما اطلاعات (آگاهی) بعنوان نیرومند ترین عامل انرژی دهنده انسانها ، همیشه یکی از موثرترین عوامل بوجود آمدن تغییرات فردی و اجتماعی بوده است . لذا برای کسانی که نفع آنها در این تغییرات می باشد ، این عامل یا پدیده همیشه بازیچه بزرگی برای رسیدن اینگونه اشخاص به مقاصدشان بوده است.

آنچه که ما می بینیم یا می شنویم و به طور کلی حس می کنیم ، همان نیروی شکل دهنده حافظه یا ذهنیت ما است. یعنی همان چیزی که ما برای پایدار ماندن به آن استناد می کنیم .

 

پس کنترل این حس ها ( دیده ها و شنیده ها ) که در اطراف ما وجود دارد ، می توان به طور مشخص تری از آنچه که در ذهنیت ما نقش می بندد و انباشته می شود ، آگاه شد و در نتیجه عکس العملهای مشخص تری را انتظار داشت .

 

 

به کنترل این عوامل در تعریف سیاسی آن «  سانسور » می گویند .

 

«   سانسور  »

 

سانسور به طور کلی به معنای قطعه قطعه کردن و به هم چسباندن تکه ها ی جدید می باشد . سانسور در عمل در جوامع مختلف وسیله ای برای جهت دار تر کردن افراد آن جامعه به سمت اهدافی که حکومت ها از مردم می خواهند ، هر چه نوع قدرت از شکل مردم سالاری و دموکراتیک آن دور تر باشد ، سانسور بیشتر به چشم می خورد. «  به آمار نیاز می باشد  »

در دهه های اخیر ، بیشترین مشکلات مردم  با حکومتها با کشورهای با سیستم به ظاهر جمهوری می باشد . یکی از مناطقی که در آن ، این نوع جمهوری ها شکل دارد  ،  خاور میانه بود یعنی جایی که ایران ما در آن جای دارد .

در ایران به این دلیل که هسته ذهنیت وجود تشکیلاتی مانند جمهوری اسلامی بسیار مدتها قبل از بروی کارامدن آن شکل گرفته بود ،  اصولا جمهوری اسلامی از ابتدا مشکلات فراوانی با محیطی داشت که در آن بروی کار آمده بود ، یعنی ، ایران سال ۱۳۵۷ خورشیدی ، از طرفی به ظاهر جمهوری اسلامی متقاعد کننده افرادی بود که به هر دینی در پی آن بودند و از طرف دیگر این سیستم مورد تنفر شدید منتقدانش قرار می گرفت.

در پی این جریان شکاف بسیار بزرگی در این دو دسته بوجود آمد که یکی حل مشکلش را نابود کردن گروه مقابل می دید و دیگری تنها راه را انقلابی دیگر یعنی تعویض کامل جایگاه قدرت در طبقات اجتماعی ایران می دانست ( شاید همان چیزی که قبل از وقوع این انقلاب وجود داشت ). نتیجه این کشاکش دو جناح در یکی از ابعادش برای مردم ایران بوجود آمدن بحث بزرگی بنام سانسور شد .

سانسور در ایران امروز ما تقریبا در همه رسانه های ارتباط جمعی وجود دارد .

در ایران دیدن شبکه هایی غیر از جمهوری اسلامی ممنوع می باشد « حرام است  » . در ایران  فرکانس رادیوهای بیگانه و بالاخص آنان که در ضدیت افکار این سیستم می باشند ، دارای پارازیت های بسیار قوی می باشد.در ایران برای چاپ هر برگ کتاب یا هر چیز دیگر از دولت مجوز صلاحیت عبور از فیلتر های کاملا منطبق با ایدئولوژی حکومت گرفت . در ایران هیچ روزنامه مخالفی وجود ندارد و منتقدین حکومت باید انتقاداتشان در حد مسائل جزیی باشد ، تنها اپوزسیون قابل قبول از طرف ملایان می باشد . در ایران گفتگوی انسانهای مخالف حکومت با دیگران کاملا ممنوع می باشد و حتی در حد مرگ و بعد از آن برای اطرافیان آن شخص یا اشخاص می توان باشد . ایران به هیچکدام از اعتراضات سازمانهای جهانی دفاع از حقوق بشر جواب روشن و واضحی را نداده است . در ایران شبکه اینترنت فیلتر گذاری شده است . دولت ایران دارای یک حزب می باشد و بقیه حزب ها تنها بعد از فیلتر اسلامی قابل تعریف حکومت می توانند فعالیت کنند .

در ایران آپارتاید مذهبی و قومیتی وجود دارد . در ایران تغییر مسلمان به ادیان دیگر ممنوع است . در ایران تغییر هر اسلامی غیر از حکومت ، که بواقع با تفسیرهای دیگر ، که بسیار هم دور نیستند ، ممنوع می باشد . در ایران از هر رنگ لباس یا هر طرح لباس نمیتوان استفاده کرد و پوشش در چارچوب های اسلامی – دولتی اداره می شود که البته امروزه بیشتر حربه ای برای عقب نشینی مردم از خواسته هایشان برای مدت یک ماه تا یک سال استفاده می شود و بطور کلی در ایران کنونی چشم ها و گوش مردم ایران در فیلترهایی با درصد بالای ۹۰ قرار دارد یعنی درصد واقعی رسید اطلاعات زیر ۱۰ می باشد .

 

در جواب چنین وقایعی هر فاصله دار شدن سیستم اطلاع رسانی ایران از طرف درصد زیادی از مردم ایران و حامیان خاور میانه بزرگ تحمل نخواهد شد بالا خص که ایران در چنین منطقه ای قرار دارد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 19:42  توسط آرش  | 

 

 

در دنیایی که هر لحظه از گذشت زمان ، تمامی پیوندهای ذرات ریز و درشت آن در حال تغییر است ، تنها با داشتن اعتقاد به سیال بودن فلسفه ایستایی در محور زمان می توان در پیشبرد متغیرهای اجتماعی برای آنچه از آن "بهتر" یاد می شود ، قدم برداشت .

 

 

 

تغییر نه به معنای ارزش است و نه ضد آن . تغییر یک باید روزمره و لحظه ایست که به عنوان اصل تکامل باید با آن روبرو شد .

حتی دین نیز به عنوان ارزشمندترین و پاینده ترین دستاورد فلسفی – اجتماعی بشری در نکات عملی آن قابل بررسی برای همسو شدن با این تغییرات می باشد .

تغییر ارزش های اجتماعی و رویکرد جوامع مختلف به تجزیه و تحلیل خود در این راستا افقهای جدیدی در خودشناسی و خداشناسی را به وجود می آورد . در این راستا ، یکی از مبحثهایی که تا چندی دیگر رنگ پررنگتری خواهد گرفت ، وضعیت تعریف جایگاه وظایف و حقوق زنان می باشد.

با پا گذاشتن به قرن حاضر و نشانه رفتن مذهب و اعتقاد به رابطهء انسان با خداوند از جانب انذیشمندان، می توان به خوبی این نیاز به تعریف های جدید را احساس کرد. زیرا یکی از مهمترین منابع مورد استفادهء جوامع تا به امروز همان تعریف روابط مذهبی بین زن و مرد بوده است. با به زیر ذره بین گذاشتن تعریف روابط انسان و مذهبهای مختلف و اندیشه در تطابق آن با زندگی روزمره میتوان انتظار داشت که روند انطباق در زمان پیشرو با سرعت و دقت بیشتر دنبال شود.

همانگونه که میدانیم اقتصاد و شکوفائی آن به شناخت منطقی و مناسب از مسائل اجتمائی در بعد کشور و فراتر از آن محتاج است.

آنچه که مشخص است شکوفائی روز به روز اقتصاد گزینه ای جدا نشدنی از رویا روئی و پذیرش مسائل فرهنگی اجتمائی و سیاسی است.

کوتاه سخن تنها با هماهنگی این ابعاد میتوان بردار بهره مناسب اقتصاد را رو به جلو پیش برد.

میتوان اینگونه آغاز سخن کرد که:

همانگونه که میدانیم موجودات از دو جنس نر و ماده تشکیل شده اند . به دلیل مسائل طبیعی از زمانهای کهن اینگونه تقسیم شد که بیشتر پایه اعمالی از قبیل تهیه غذا و ایجاد امنیت به نام جنس نر نوشته شود . اما تا به امروز بدلیل  متشکل  شدن قوه تعدیل حس و تعریف در جوامع انسانی و در پی آن بوجود آمدن قوانین حقوق متساوی بین زنان و مردان، بدین سو پیش میرود که ابعاد باستانی ایجاد امنیت بطور مساوی تری بین زنان ومردان تقسیم شود.

در پی این تعریفهای جدید از حق و حقوق - وظایف و تفاوتهاـ می توان چشم انداز جدید مسائل اجتماعی، سیاسی و روانی و در پی ان اقتصادی را که موضوع سخن ما است اینگونه مورد بررسی قرار داد.

رشد هر روزه تعریف هماهنگی حقوق در بین زنان و مردان باعث تعریفهای جدید از نوع و نحوه کار و تقسیم سرمایه در بین ایشان را بدست میدهد.انچه که میدانیم اینست که خواه ناخواه زنان نقش های بیشتری را ایفا خواهند کرد. پس با پذیرش این منطق میتوان آگاهانه به پیشواز این عمل رفت. شناخت منطقی بر پایه شناخت تفاوتهای فیزیولوژیک، روحی، روانی و پیامد آن اجتماعی از زنان میتواند زمینه ساز رشد و شکوفایی بسیاری از زمینه های در پیش رو در قرن حاضر باشد.

 

در پایان آنچه که به اجمال از ان سخن رانده شد، الگویی است که بیشترین بازدهی را در کشورهای عقب مانده و تقریبا در حال توسعه میتواند داشته باشد. بحث جهانی شدن نیز از این مسئله  بی بهره نیست.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1384ساعت 18:50  توسط آرش  | 

 

چند وقتي ميگذشت که از شهري به شهر ديگر نقل مکان کرده بوديم... محيط جديد و دوستان جديد... بعد از مدتي خانه نشيني به يکي از مکانهاي محبوب بسياري از جوانان آمد وشد ميکردم: "کافي نت".انجا نيز مشتريهايي دائمي داشت که ديگر حکم رفقاي خانگي را داشتند تا مشتري.يک روز با يکي از اين دوستان عزيز صحبت از دين و جامعه و البته جوانان ميکرديم.

 

 

ظاهرش نشان مي داد که به اصطلاح جوانان امروزي "متال باز" است... وقتي نظراتش را در مورد اعتقادات ديني اش شنيدم، به فکر فرو رفتم...ذهنيتي پاک از اسلام بدون دغدغه هاي سياسي جامعه مان با انديشه هايي فرا ملّي و بشر دوستانه / با خودم گفتم:«اين يک جوان مسلمان ايراني است».از ان روز با بسياري از پسر و دخترهاي سنين بين ۱۷ تا ۳۰ سال بصورت غير مستقيم (چَت) و مستقيم صحبت کردم ... بطور کلي همه برداشتي انسان دوستانه و شخصي و نوئي از اسلام داشتند که تنها مي توان از تعريف تنها شخصيت خودشان در فلسفه کلي مذهب در زندگيهايشان ياد کرد. براي آنها دين برداشت قانوني و لازم از نظم روزانه ذهنم و جسمم با احترام به مجريان آن بوده و هست.

مانند زماني که از قوانين راهنمايي و رانندگي ياد مي کنيم، پليس راهنمايي نيز با همان احترام در ذهنمان مجسم مي شود.اما ما هرگز يک پليس را منبع اين قوانين نميدانيم. در ذهنم اين اشخاص تاريخ همان مادري است که در سنين مختلف فرزندان مختلفي به اين دنيا مي اورد، که البته هر فرزند نيز شاخص ها و خصوصيات خودش را دارا مي باشد.

وقتي به اين انديشه پي بردم ديگر صحبت از وجود ارزشها و ضد ارزشها  در تعريف يک فلسفه و يک مذهب نبود بلکه هر ارزش و مجمو عه اي بخشي از اين دوره حيات بود که انها به تمامي انها احترام مي گذاشتند. که البته دوره اي که با ان وقت بيشتري را در زندگيشان مي گزراندند براي انها بد ليل نياز حياتشان قابل تعريف تر و احترام آميز تر بود.

در جامعه کنوني نيز مي توان وجود کاربردهاي مذهبي را بهترين جواب مسئله وجود دين دانست که همان پاسخگويي به نيازهاي جوامع بشري است... در اينصورت همان طور که مي دانيم با تعريف هاي جديد و جديدتر از جوامع، پردازشهاي نو تري نيز از طرف انسانها و محيط شان از دين مي شود که وجود و تعريف همان فلسفه ( سيال بودن حيات انسانها )ميباشد.

پس با اين تعريف مي توان براحتي  به مبدا و منشا انديشه هاي جوانان امروزي که همان  درک نياز است پي برد... پس از اين برداشت کافي بود که پاي سخنان اين عزيزان زماني که از نيازها و کمبودها و اهدافشان صحبت ميکردند، نشست.

راهي که براي رسيدن  بر ميگزيدند وجود همان بايد و نبايدها (ارزشها) است.

ايران نيز، مانند جوامع ديگر داراي سنن و عاداتي است که در دل فرهنگ اين خاک در طي زمان به ان پرداخته شده، تعريف شده و شکل گرفته است.

به جرات نيز مي توان شکل گيري مذهبي در ايران و ايراني را نيز برداري با وجود اين مجموعه ها دانست...ا لبته اين به معناي تفاوت در اساسي ترين مباني دين نمي باشد بلکه بوجود امدن فصلهايي ا ست که جامعه مان بيشترين تفکر را در ان داشته و طبق نيازهايش به ان شکل داده و مورد بحث قرار داده است.

جوانان امروز ايران نيز مانند نسلهاي قبل از خودشان متاثر و تاثير گذار بر آن سنتي هستند  که به ارث برده اند  و براي ايندگانشان به ميراث خواهند گذاشت.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آبان 1384ساعت 16:9  توسط آرش  | 

 

پس از مقدمه ای که برای گفتمان برگزیدم، موضوعات بسیاری به ذهنم خطور کرد که هر کدام به تنهایی می توانست یک سایت در حجمی بسیار عظیم تر از آنچه که در اینجا می بینید را به خود اختصاص دهد. از اینرو تصمیم گرفتم موضوع بحث را بصورت کلی تر دنبال کنم تا تنها از پرداختن به یک موضوع از یک وجه اجتناب شده باشد.

 

 

ایران اسلامی یا اسلام ایرانی ؟

 

 

پس از۲۶سال از به ثمر رسیدن اعتراضات حقیقی و حقوقی مردم ایران و شکل گیری آن درقالب یک دولت با نام جمهوری اسلامی، موضوع بحثی که هنوز ذهن بسیاری را به خود معطوف کرده اینست که آیا می توان از شکل گیری ایران در قالب اسلامی سخن گفت و یا بهتر می توان از بوجود آمدن فلسفه اسلام در قالب ایرانی سخن راند ؟

آنچه که امروزه از فرهنگ یاد می شود مجموعهء همهء ذهنیت هاییست که یک جامعه در قالب  کشور و یا شهرو... دارای آن می باشد. پس می توان دین را نیز که تا به امروز وسیع ترین شکل دهندهء عادات مردم یک جامعه می باشد را به نوعی مربوط به فرهنگ آن ملت دانست.

اگر بر این اعتقاد باشیم که خداوند به عنوان عالم مطلق هر دینی را به تناسب زندگی هر قومی بیان می کند، پس می توان حتی ادیان را از لحظهء نخست زیر مجموعه ای متناسب با آداب و سننی دانست که آن هویت در بستر آن شکل گرفته است ( گذشته از اینکه از بعضی ادیان تفسیر جهانی می شود ). در ایران ما نیز پس از ورود اسلام شکل گیری قابل توجهی در این خاک و بوم گردید.

امروزه پس از گذشت ۱۳۸۴ سال از ورود فلسفهء اولیهء اسلام، با بررسی این فلسفه در دل تاریخ می توان از تغییراتی سخن گفت که تنها به این مرز و بوم خلاصه شده و می توان به جرات منشا حیات آن را ایران زمین دانست. بطوریکه پس از گذشت این زمان ،  اسلام در ایران دارای هویت علمی و عملی متفاوتی در مقابل کشورهایی  حتی مانند عربستان که اسلام در آن ظهور کرده است ، شد این از افتخارات فرهنگ این خاک و بوم است که در مقابل فلسفه جامعی مانند اسلام نیز نه تنها هویت قبلی خود را از یاد نبرد بلکه آن را به شیوه ای نو پویا تر کرد . کما اینکه میدانیم جانشینان ولایتی پیامبر گرامی اسلام بدون توجه به اصل رسالت تبلیغ دین از هیچ تخریبی با نام اسلام در ایران فروگزاری نکردند .

در ابتدای شکلگیری اسلام در ایران پس از انکه وطنمان توسط بیگانگان اشغال شد گروهی از مردم ایران بعد از ستمهایی که از نمایندگان قدرت دین ابا و اجدادی خود ( زرتشتیان ) دیده بودند بعد از شنیدن نخستین سخنان مذهب جدید به این دین گرویدند – مسلمان شدند . و گروه کثیری نیز متاسفانه به زور باج و خراج و شمشیر به این کار گردن گذاردند  . اما پس از اندکی متوجه شدند که آنچه از این مردم سر میزند حتی تامین کنندهء وارثان حقیقی  بشارت دهنده این دین – حضرت محمد (ص) نمی باشد . به طوری که عزیزترینهای آن حضرت نیز از آزار و اذیت این افراد نه تنها در امان نبودند بلکه برای اثبات سخنان خویش مجبور به نزا و برخورد عملی می شدند (مانند آنچه که در زمان علی ابن ابیطالب (ع) و فرزندش امام حسین (ع) رخ داد ) . برای جلو گیری از سر فرو نهادن عامهء مردم ایران و پشتیبانی عملی از وارثان حقیقی ولایت ، عالمان ان زمان کشورمان بر ان شدند که دین حقیقی را از ان چه که به نام دین بود تفکیک کنند و دستور حقیقی الهی را برای مردم در قالبی نو باز گو کنند.

شیعه متولد شد.

در ابتدا شیعه بعنوان فلسفه ای نشات گرفته از دین اسلام معرفی می شد، اما اکنون پس از گذشت بیش از ۱۴۰۰ سال همانگونه که بشارت خداوند است، شیعه نه تنها فلسفه ای خارج از مبدا آن نیست بلکه عینیت فلسفهء دین گرامی اسلام است که شاخص های پویندگی آن در جوامع شیعه بسیار روشن و واضح است.

در ایران، پس از فراز و نشیب های بسیار، انچه که امروزه ما میراث دار آن هستیم برداشتی کاملا امروزی از فلسفه ایست که شکل گیری آن از بسیاری قبل از ظهور کلمهء اسلام آغاز شده، هر روزه و هر لحظه ادامه داشته و امروزه نیز در ذهن تک تک میراث داران آن در هر لحظه در حال استحاله شدن می باشد.

برداشت سیالیت ذهن انسانها در بستر زمان باعث می شود که بسیاری از تجسمات روزانه ارزش نگردد و هیچ ارزش ماورایی در چهارچوب منافع روزمره نیز به ضد ارزش یا بی ارزش تبدیل نشود. بلکه بر عکس آنچه ناب ترین عصارهء تعریف حیات است با دیدی مستقیم و بدون واسطه مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آبان 1384ساعت 18:40  توسط آرش  |