چرا زنان ایران بیش از مردانشان از تحولات اجتماعی کنونی
حمایت می کنند ؟
آیا می دانید که هر تحول اجتمایی می تواند طرفداران خاص
خودش را داشته باشد ؟ در جامعه کنونی ما با توجه به شانس
به وجود آمدن تغییرات بیشتر برای زنان ایران, این طرفداران
خاص خانمها هستند.
با توجه به آنچه که به عنوان تاریخ برای ما به یادگار مانده
پس از گفتارهای مکتوب و غیر مکتوب نمایندگان و پیام آوران خداوند ,
کتاب های مباحث اصول اجتمایی که بعد از آنها آمدند بسیار از این گفتارها
تاثیر و نشات نگرفته بودند. اینچنین , اختلاف در شناخت حقوق بین
زن و مرد برای مدت بیشتری نهادینه شد. در جهان کنونی ما ,
امروزه صحبت از برابری حقوق زنان در عرصه های بیشتری
مطرح می شود و از طرفی زنان با شعار " احیای حقوق از دست رفته "
به میدان آمده اند. یکی از جوامعی که مبارزهً حقوقی زن و مرد در آن
جریان دارد , کشور ما ایران است.
در این برابری ها , یکی از حرکت های اعتراضی که می توان از آن
به عنوان اهرم اعتراض نام برد , مسئله حقوق زنان می باشد.
در جامعهً ایران از یک سو تعریف های سنتی و برداشت های سنتی تر
از آنها یاعث تمدید دیگر کسالت آور " تقدس " در ذهنشان می باشد و
از طرفی تعریف های بعد از پست مدرنیسم تحلیل های بسیار
اکثریت پسند تر با عنوان " دنیای مدرن " کنجکاوی" اقشار مختلف
در مردم ایران را بر می انگیزد. با توجه به آنچه که از سنت
برای ما به جا مانده , دیگر نمی توان تعریف های جدید را در
قالب های تا به امروز گذاشت و باید قدم های بزرگتر و بزرگتری
در جهت تعریف های " جدید و منطقی " برداشت.
بیش از 50% از این تعریف ها نسبت به آقایان شامل خانمها می شود.
پس اصولا بزرگ تر بودن اعتراضات دور از انتظار نیست.
با توجه به نقش های زنان ایرانی در کانون خانواده و همچنین
تناسب اعدادی جمعیت ایران , این کشور در نسل آینده دارای یک
شکست در تحولات اجتمایی خواهد شد.
تاثیر زبان عربی بر فرهنگ ایران زمین
آیا می دانید استفاده از زبان عربی چقدر در "مسلمان گونه"
شدن فرهنگ ایرانیان تاثیر گذار بوده است ؟
اگر شما کاری را بصورت روزانه انجام دهید نمی توانید
مراکز فرمان آن اعمال را بدست فراموشی سپرده یا به طور
کامل به ضمیر ناخوداگاه بفرستید.
برای زبانها نیز اینچنین است.
ضمیر موروثی شما بطور ناخوداگاه و خودکار
با ابتدای زمان تاثیرگذاری ارتباط برقرار می کند.
با توجه به تاریخ استفاره ایرانیان از زبان عربی به معنای پذیرش
سلطهً اعراب می باشد.
زیرا ایرانیان قبل از ورود ایشان دارای مجموعهً فرهنگ
متفاوتی بودند که در بسیاری با فرهنگ عرب تناقض داشت.
البته تاثیر پذیری فرهنگ ایرانی را نیز باید در نظر داشت.
اما به هر صورت آغاز این پذیرش با تسخیر شروع شد
( با توجه به آنچه که مسلمانان در ایران کرده اند ).
همانگونه که می دانیم در اسلام قرائت قران مجید تنها در زبانی که
به پیامبر اسلام (ص) نازل شده "صحیح ترین" می باشد.
البته من دراینجا نمی خواهم به بررسی چگونگی مسئلهً رسالت
در اسلام بپردازم.

عکس العمل بشری
به احساس نیازبه ایجاد رابطه بوده است.
استفاده انسانها از کلمات به معنای ارزش گذاری آنها نیز تلقی می شود
( حتی ترس نیز در برابر حس زیست یک ارزش محسوب می شود ).
به نظر شما آیا می توان
هم از یک زبان استفاده کرد و هم فرهنگی را که آن زبان
متعلق به اوست به دست فراموشی سپرد ؟ به نظر من: خیر.
پرچم
پرچم اصولا گوینده هویت در کل یا جزء برای فرد یا افرادی است که
آن را حمل می کنند برای کشور های کنونی پرچم گوینده اعتقادات
درونی و نیزبه نوعی دیپلماسی خارجی محسوب می گردد .
در ایران پرچم به دوران کاوه آهنگر و بر اندازی حکومت ضحاک
( آژیدهاک ) باز می گردد .
در مطلب قبلی آنچه که اینجانب در نظر داشتم از پرچم بعنوان یک
طرز فکر و اندیشه سیاسی بود.
بطور مثال پرچم ایران با علامت " الله " جایگزین سیستم کنونی گردید.
پرچم ایران بدون علامت ، نشانه حکومت غیر از سلطنت
( چه شاهی و چه غیر ) و پرچم آبی جایگزین خاستار دگرگونی های
فرا حزبی شد . خوشبختانه با توجه به شناخت شخصی خودم نسبت به
بعضی رای دهندگان ، کار نتیجه گیری آسان تر شد .
هر چند بدون گزافه گویی نتیجه آن باعث تعجب اینجانب نگردید .
در جامعه کنونی ایران با توجه به اختلاف سطح توقعات اکثر مردم ایران
با آنچه برایشان موجود است ، باعث بوجود آمدن زمینه اعتراضاتی
گردیده که می توانند بعنوان اهرمهای اعتراض ملی مورد لستفاده
قرار گیرند .در دوره قبل از انقلاب اسلامی ، مردم ایران با تکیه بر
تعصبات مذهبی - ملی تاریخ شایسته عبرت دیگری را برای خود ساختند.
هر چند عقده های سر کوب شده مشترک ایران زمینیان حتی تا اکنون
علامت شک بزرگی را برای بسیاری در مورد بازگشت به " آن زمان "
مطرح می کند . گزینه سوم تنها بیا نگر تغییر نیست ، بلکه از یک شروع
جدید بر پایه ارزش های جوامع دموکراتیک سخن می گوید .
و آخرین ترکیب نماینده کسانی است که خواهان تغییرات اساسی در تعریف
فرهنگ و علی الخصوص مسائل اجتماعی در ایران هستند .
این طبیعی است که هر حزبی با شعار زندگی بهتر و تبلیغ در این باره
تا زمان کسب قدرت بروی کار بیاید و قدرت را در دست بگیرد .
این طبیعی است که هر ملتی که به این نتیجه برسد که مشکلاتش
ناشی از ساختار حکومتش باشد ، به فکر تغییر اوضاع و حتی تمامیت
حکومت اقدام کند .تاریخ به ما زنجیره ای از سلسله وقایع را
نشان می دهد که همه بر مبنای زمان زاییده دیگری بوده و هست .
با توجه به آنچه که در این کره خاکی می گذرد ، ایران برای یک
مدت طولانی دیگر ( کمتر از ۳ سال ) نمی تواند یک سرزمین بسته
با تعرفه های خاص باقی بماند .
براستی در چشمان شخصی مانند روح الله موسوی خمینی که
خدایش بیامرزد ، انقلاب اسلامی ایران مانند انفجار نور بود .
در نظر من، عقیده بنیا نگذاران این ایده با شروعی نو مانند انچه
که در زمان پیامبر اسلام ، حضرت محمد ( ص ) اتفاق افتاده بود ،
قابل مقایسه است . تحلیل هایی که از جامعه ایران و مقایسه آن
با خارج از مرز های این کشور می شود ، در بسیاری از موارد
به ناچیز گویی و یا کم گویی دلالت دارد .
مردم ایران با درصد کم و زیا د از نظر کیفی هنوز پذیرش قطعی
دنیای پیشرفته غرب را بعنوان الگو در تناقض با سنت های
( ارزش ها ) چند صد ساله خود می بیند و برای نو آوری و
جایگزینی در آنها تصمیم قطعی نگرفته اند و در پایان به نظر من
با توجه به شاخص های کنونی جامعه ایران ، حتی می توان
با تزریق دموکراسی ( اما متفاوت با آنچه که در عراق گذشت )
باعث دگر گونی های همسان کننده شد .
این برای مردم ایران می تواند یک گذر بزرگ باشد .
انتخاب می کنید ؟
لطفا شماره پرچم را در قسمت نظرات بنویسید... .
در مطلب بعدی کوتاه سخنی در این باره.
( ۱ ) ( ۲ )

( ۳ ) ( ۴ )