تبليغاتX
UTOPIA
فرهنگی ، اجتماعی
 

پروانه ای در گوش گل نجوا کرد

 

سلام

          آمده ام که با تو بگویم

از پروازم

               از تنهائیم

از اینکه چقدر گشتم

                            تا به تو رسیدم

تا از شهدت تغذیه کنم

             و در گوشت نجوا کنم

   زمزمهً هستی را.

                                  Ramin

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 13:32  توسط آرش  | 

 

به یاری عشق، محال نخواهد بود که، پس از آن که دلیرانه

تا ژرفای قلب یکدیگر نگاه کردند، به هم بگویند:

می خواهمت. همان جور که هستی می خواهمت.

تو را با عیب ها، بلهوسی ها و توقع هایت،

با قانون زندگی خودت، می خواهم.

تو همانی که هستی.

همین گونه که هستی دوستت دارم.

 

جان شیفته

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 13:28  توسط آرش  | 

 

عشق، آن که پیش از همه زاد

عشق، که زان پس اندیشه را زاد....

 

ریگ ودا

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 23:59  توسط آرش  | 

 

 

 

 

آن آزادی که من می خواهم، آزادی قلب نیست.

من احساس می کنم به اندازه کافی نیرومند هستم که قلبم

را برای کسی که آن را به وی داده ام دست نخورده نگه دارم.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 23:34  توسط آرش  | 

 

پروردگارا  !

 

به من آرامش ده

                     تا بپذیرم آنچه را نمی توانم تغییر دهم

دلیری ده

                    تا تغییر دهم آنچه را که می توانم

                                                               تغییر دهم

بینش ده

                   تا تفاوت این دو را بدانم

مرا فهم ده

               تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند

 

جبران خلیل جبران.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 23:31  توسط آرش  | 

 

نیروی شکل دهندهً ذهنیت انسان ها نخست یک ماهیت

پایدار را برای خود ترسیم می کند ، سپس در راه جاودانگی

زندگی را تجربه می کند.

 

مرگ یک گذر مسلم است که می توان در تجربهً آن حتی

با لبخندی از آن گذشت.

 

پرواز و دوری از مرگ به معنای پذیرش کامل ذات الهی است.

 

تنها با مالک زمان است که می توان بر سر آن معامله کرد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 23:28  توسط آرش  | 

 

صداقت، رحمت را نازل می کند

 

 

 

و ریا

هر لحظه خشم خداوند را بر می انگیزد. 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 17:8  توسط آرش  | 

 

عدالت اجتماعی

 

می توان کتاب های آسمانی را اولین تدوین کنندهً

حقوق و نیازهای اجتماعی دانست.

 

رشد هر روزهً تفکر جوامع بشری باعث تغییر هرروزهً تعریف های

عدالت اجتماعی گردیده.

به نظر من تعریف مالکیت خصوصی اصلی ترین نقش را در طول

تاریخ بشر تا به امروز در تعریف تعادل های اجتماعی بازی کرده است.

نیاز به عنوان اصلی ترین سئوال در مقابل تعریف مالکیت می باشد.

انسان ها تنها با اعتقاد به سیالیت خودباوری می توانند

به بیشترین همکاری اجتماعی برسند.

در جوامعی که همکاری با دولت از سطح بالایی از طرف مردم قرار دارد،

عدالت اجتماعی نیز به همین میزان در ذهنیت آن ملت پررنگ تر و

محسوس تر می باشد.

در چنین سیستم هایی می توان شکوفایی های اجتماعی را

در یک قوم یا ملت دید.

لازم به ذکر است بدانیم بسیاری از دستاوردهای اجتماعی،

شکوفایی خوانده نمی شود.

 

بلکه می تواند جهش در مقابل تحمل یا نا همگونی نیز باشد.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 16:34  توسط آرش  | 

 

پرواز را تنها پرندگان می دانند.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 11:12  توسط آرش  | 

 

عشق اصیل والاترین تجربه ای است که یک انسان به آن

دست می تواند یافت و تنها چنین عشقی است که شکوفایی نهایی

استعدادهای جسمی، روحی و عاطفی مرد و زن و غور آن ها به

اعماق ضمیر و یا هستی را میسر می سازد.

زیبایی حقیقی، زیبایی زنی است که جز خود نباشد.

زنی که برای بدام انداختن شوهر ، خود را به ظاهری که در واقع

متعلق به او نیست نیاراید و سپس ازبیم بی وفایی و

از دست دادن شوهر شخصیتی دروغین را بعاریت نگیرد.

زنی که از بیم ضدیت مردم و بر چسب غیر عادی بودن

به معیارهای متعارف جامعه تن در ندهد و از تغییر رفتار و امیال

و تلقی خود از خوشبختی تلقین جامعه مرد سالار امتناع ورزد.

زیبایی به اندازه باسن، چربی زیربرجستگی ها و یا آرایشی که

اضطراب درونی و فقدان اعتماد بنفس را پنهان می کند، نیست،

بلکه پیش از هر چیزمدیون قدرت تفکر،

سلامت جسم

و

کمال نفس است.

 

چهره عریان زن عرب

دکتر نوال السعداوی

به ترجمه : مجید فروتن – رحیم مرادی.

  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 11:57  توسط آرش  | 

 

به افتخار عدالت خواهان جهان

 

گلهای سرخ و سفیدم

کی می آیید ؟

مگر میشه که شماها نیایید ؟!

وگرنه عالم ما میشه فانی

 

شماها بیایید دنیا گلستان می شود

عشق ها عشق می شود

چهره ها رو می شود

محفل عدل و عدالت

همه جا برقرار و جاوید می شود

تزویر و ریا و کبر

زندان می شود

ظلم و ستم

زنجیر می شود

مظلوم

خود

شمشیر عدالت می شود

هر چه ثروت در زمین داریم

با عدالت تقسیم می شود

فحشا

باطل می شود

حرمت انسان

پیدا می شود

 

یک با یک برابر می شود

 

این شعر توسط خوانندهً آن،

حسن داخم، رانندهً کامیون تانکر،

به همهً عدالت خواهان جهان تقدیم شد.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 19:37  توسط آرش  | 

 

هنگامی که از امیال و خواسته های نادرست خود پیروی می کنید ،

این گناهان وارد زندگی شما می شوند :

زنا و انحرافات جنسی و بی عفتی ،

بت پرستی و جادوگری و احضار ارواح ،

دشمنی و دو  بهم زنی ، کینه توزی و خشم ، خودخواهی و نفع طلبی ،

شکایت و انتقاد و بهانه جویی ،

در اشتباه دانستن دیگران و بر حق شمردن خود

و اعضاء گروه خود ، حسادت و آدم کشی ،

مستی و عیاشی و چیزهایی از این قبیل.

همانطور که قبلا هم اشاره کردم ،

باز تکرار می کنم هر که این چنین زندگی کند ،

هرگز در ملکوت خدا جایی نخواهد داشت.

اما هر گاه روح خدا زندگی ما را هدایت کند

این ثمرات را در زندگی ما

بوجود خواهد آورد : محبت و شادی ، آرامش ،

بردباری ، مهربانی ،

نیکوکاری ، وفاداری ، فروتنی و خویشتنداری.

 

هیچیک از این صفات پسندیده

تضادی با احکام مذهبی و شریعت یهود ندارد.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 3:34  توسط آرش  | 

 

به یاری عشق، محال نخواهد بود که، پس از آن که دلیرانه

تا ژرفای قلب یکدیگر نگاه کردند، به هم بگویند:

می خواهمت. همان جور که هستی می خواهمت.

تو را با عیب ها، بلهوسی ها و توقع هایت،

با قانون زندگی خودت، می خواهم.

تو همانی که هستی.

همین گونه که هستی دوستت دارم.

 

جان شیفته

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 23:30  توسط آرش  | 

 

گاه آنچه ما را به حقیقت می رساند

خود از آن عاری است.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 1:6  توسط آرش  | 

 

از استاد سئوال کردم

         

                   بهترین عمل رها کننده انسان ازغم این و آن دنیا چیست 

 

                                           گفت. سکوت

 

                   دو چیز نشان نقصان عقل است

                   سخن گفتن به وقت سکوت

                   و سکوت به وقت سخن گفتن

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 0:39  توسط آرش  | 

 

بسم ا...

 

امروز زندگی جدیدی را آغاز می کنم

این روز را با قلبی سرشار از عشق خوشامد خواهم گفت

ایستادگی خواهم کرد تا موفق شوم

من بزرگترین معجزه طبیعتم

امروز را مانند آخرین روزم در دنیا زندگی خواهم کرد.

امروز صاحب اختیار احساساتم خواهم بود

     به دنیا خواهم خندید

امروز ارزش خود را صد برابر خواهم کرد

اکنون عمل خواهم کرد

یا خالق همه چیز راهنمائیم کن – هدایتم کن – راه را نشانم ده

 

برگرفته از کتاب سپید

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 0:6  توسط آرش  |