تبليغاتX
UTOPIA
فرهنگی ، اجتماعی

 

 

Tso Moriri

When i'm feelin blue

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 12:49  توسط آرش  | 

 

خودنمایی

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 14:40  توسط آرش  | 

 

آیا خداشناسی یک علم است ؟

آیا فلسفهً علم محاسباتیست ؟

آیا فلسفه یک علم محاسباتی است ؟

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 14:37  توسط آرش  | 

 

آرژانتین ( جمهوری آرژانتین ).

آرژانتین در آمریکای جنوبی واقع است. سرزمینی که کوههای آند در غرب آن

قرار دارند و از سمت شرق و جنوب به اقیانوس آتلانتیک جنوبی منتهی می شود.

آرژانتین با کشورهایی همچون پاراگوئه و بولیوی در شمال و برزیل و اروگوئه

در جنوب همسایه است. و آخر اینکه از سمت جنوب و غرب نیز با شیلی

همسایگی دارد.

این کشور همچنین ادعای مالکیت با سرزمینی را دارد که

جزو قلمرو آنسوی دریاهای بریتانیا محسوب می شود.

نام یکی از این سرزمین ها جزایر فالکلند است ( که در زبان اسپانیولی

ایسلاس مالویناس نامیده می شود )

و همچنین حق مالکیت جورجیای جنوبی بهمراه مجمع الجزایری که در کنار هم

هستند از مجموعه سرزمین هائی است که بصورت مضاعف با دو کشور شیلی

و بریتانیا در حال بحث و گفتگو است. نام این جزایر کنار هم آنتارکتیای آرژانتین

می باشد. سرزمینی معادل بک میلیون کیلومتر مربع در این جزایر با کشورهای

فوق مورد گقتگو می باشد. از نظر وسعت، آرژانتین دومین کشور آمریکای جنوبی

بعد از برزیل می باشد. و در دنیا از این نظر مقام هشتم را داراست.

کشور آرژانتین از نظر قانونی جمهوری آرژانتین نامیده می شود.

جائی که قانون جمهوری بر مبنای ارزشهای ملت آرژانتین در نظر گرفته شده است.

               

                                          

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 14:36  توسط آرش  | 

 

Soul has no limitation

( Shinto )

 

کهکشان ها قلمرو ارواح است.

( سرخپوستان آمریکا )

 

 

G-d is an agnostic

( kaballah )

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 17:58  توسط آرش  | 

 

برای بخشیدن اول باید خودت را ببخشی تا بخشوده شوی.

آنگاه برای بخشش دیگران هم می توان قدم برداشت.

چه بخواهی ببخشی و یا زمانی که احتیاج به بخشیده شدن داری.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 13:55  توسط آرش  | 

 

کاربرد روزمرهً فلسفه

انسان ها به مرور زمان چراهای بسیاری را برای خود مطرح کردند.

جواب آنها را یافتند و پس از آن تنها به استفاده از جوابها پرداختند.

دیگر چرایی در آن زمینه وجود نداشت. بسیاری از این چراها به

علم و اندیشهً فلسفه مربوط می شد. پس از یافتن جواب چراها

دیگر احتیاج به فلسفه بافی در آن زمینه نبود. روزانه،

گستردگی فلسفه بافی از موضوعاتی به موضوعات دیگر تغییر کرد.

این روند تکامل فلسفه است.

در چه دوره ای فلسفه کاربرد بیشتری داشته و چرا ؟

فلسفه نیز همیشه راه خود را یافته است. پدیده ای را توجیه کرده،

آنرا بوجود آورده و سپس آنرا نقد کرده است. چراهای دیروز برای ما

به منطق تبدیل می شوند. و منطق های جدید چراهای دیگری را

سئوال می کند. فلسفه نیز مانند علوم دیگر در پی فتح جهان است.

آنچه که می کاریم برداشت می کنیم. پس فلسفه هیچ

خوبی (قرارادادی) را در جهان لازم نمی داند و تنها از آن به عنوان

پدیده یا بودن یاد میکند. هر پدیده ارزش وجودی خودش را دارد.

اولویت با ارزش های انسان هاست.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 10:16  توسط آرش  | 

 

پس از اتمام جنگ 8 سالهً ایران و عراق، دیگر حزب حاکم

در ایران لازم ندید که سیستم اقصادی مملکت را مانند زمان

جنگ سوسیالیستی تعریف کند و به سمت سرمایه داری

متمایل تر شد. این طرز فکر پیروی و تمایل به سمت سیستم

سرمایه داری تر در زمان آقای هاشمی بیشتر دیده می شود.

آقای محمود احمدی نژاد پس از ریاست جمهوری جناب خاتمی

با شدت بیشتر سیاست های سوسیالیستی را جهت فقر زدایی

دنبال کرد.

کارنامه

از آنجا که دورهً ریاست جمهوری در ایران 4+4 سال است، سیاست های آقای هاشمی بدلیل دنبال نشدن توسط دولت های بعدی تنها در زمان خود ایشان در مسند ریاست جمهوری دنبال شد. به همین دلیل بسیاری از این برنامه ها به مرحله شکوفایی نرسید. ار مهم ترین این مسائل سرمایه داری کلان در بخش صنایع مادر بود. آقای خاتمی در پروندهً من واحدهای اقتصادی زیادی را پاس نکرده اند. و حالا جناب آقای احمدی نژاد از طرفی با سرمایه گذاریهای نصفه نیمهً دوره جناب هاشمی و تهدیدات فرهنگی زمان آقای خاتمی از طرفی دیگر می خواهد در این 8 سال آن بکند که انشاء ا... سرلوحه ریاست های جمهوری بعدی شود

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 10:10  توسط آرش  | 

 

چماق و هویج یک سیاست است.

در این سیاست چماق به معنای تشویق (+) و هویج

به معنای تنبیه (-) می باشد.

به شما چماق زده می شود تا تشویق شوید تا هویج را بخورید.

با مطالعه قوانین پرورش کودکان در جوامع مختلف میی شویم

که دیر زمانی نیست که هر روزه تنبیه کودکان به خود شکل

علمی تری می گیرد. در این راستا کودکان هر روزه پیچیده تر

می شود تا به کمتر شوک وارد کردن ( مخصوصا آنی ) به بچه ها

خودداری شود.

این قضیه در سیاست های بین المللی نیز وجود دارد. در دهکده

آینده جهانی چه خانواده ای محق تر است تا تنبیه کند ؟ آیا نیاز

کلی جهان هستی به همزیستی از این نکته مهم تر نیست ؟

آیا هنوز این تعادلها بر پایه قدرت تعریف می شود تا محق بودن ؟

چند بار به این اندیشیده ایم که بارها از طرف کودکانمان متوجه

شدیم که مسئله ای را نمی دانیم یا از یاد برده ایم ؟

( یک ارزش را ؟ ) آیا هنوز جهان برای تعریف در قالب خانواده،

جوان نیست ؟ به نظر من مالیت خصوصی در سطح بین المللی

باید با ارزش گذاری یک کشور به عنوان یک خانواده تعریف شود.

تا سلیقه های هر خانواده ای حفظ شود. در این صورت خانواده ها

با آرامش و امنیت بیشتری در کنار هم زندگی خواهند کرد.

و به پاس از این جوابگوئی به چنین نیازهای مبرمی خود را شریک

مهم تر و پر منفعت تری تعریف کند ؟ مشکل چنین اندیشه ای

کشور هائی هستند که بودن خود را در بحران تعریف می کنند.

می توان از کتاب هایی که به آنها آسمانی نیز گفته می شود

با چنین مبنایی نیز کمک گرفت.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 14:0  توسط آرش  | 

 

تو خواب و بیداری بودم. یه کمی صدای رادیو می یومد-

رادیو فردا- دموکرات ها از جمهوری خواه ها در انتخابات مجلس

عوام پیشی گرفتند-امروز 18 نفر در سرزمین های

فلسطینی نشین به خاک سپرده می شن-

روسیه با چین قراردادهای تجاری به قیمت حدودی

800 میلیون دلار بست-

به ذهنم می یاد که 800 میلیون دلار

دقیقا همون رقمیه که روسیه از بابت ساختن نیروگاه اتمی در

بوشهر سود می بره.

--یه چیزی خوردم-یه کمی رادیو-حالا برم کافی نت-

تو یه سایت دوست یابی-به چند تا دوست دختر نتی سر

زدم-تو نت حتی می تونی با کسی که صحبت نکردی

دوست بشی-یاهو مسنجرباز بود-چند تا آی دی رو امتحان کردم-

برای چت-خوب جوابی نیومد-یکی از دوستای نتی برام اف لاین

گذاشته بود- " بهم زنگ بزن" به این شماره.....، اومدم خونه-

زنگ زدم-یه شماره می خواست-بهش دادم-خداحافظی-ناهار خوردم-

برگشم.. ببخشید، یادم رفت! دو تا مطلب برای بلاگم نوشتم.

--رفتم تو فایل عکسام-دو تا عکس هم انتخاب کردم-ادیت کردم-

برگشتم کافی نت-یه جایی که به همهً سایتها دسترسی داشته

باشم-رفتم تو اورکات چند تا دوست اد کردم-مطلبام رو زدم تو بلاگم-

اومدم بیرون-بعدا انگار یکی بهم بگه برو کافی نت باز رفتم یه

کافی نت دیگه-خبری نبود ! –اومدم خونه-رادیو فردا-خزیدم تو اطاقم-

......-نشستم اینو نوشتم-حالا هم دارم تایپش می کنم-

بدرود.روزانه.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 12:12  توسط آرش  | 

 

به نظر من کابالا ( kabbalah  ) اولین

انسجام منزول است.

 

یهودیت نخست شناخت یگانه پرستی انسانهاست.

 

البته این به معنای اولین تجسم ها نیست.

 

زیرا حیات به نیاز بقاء در هر لحظه به تجسم خود نیازمند است.

 

آنچه که جوهر است، همه یکی است.

 

گوناگونی، جواب به نیاز گونه گون دیدن است.

 

راه آنچنان هموار است که به جرات هیچ تصور حتی نزدیکی

 

به آن را نخواهی داشت.

 

آغاز، اولین نفس توست.

 

پایان، طلوع تو خواهد بود.

 

طلوع کن

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 14:6  توسط آرش  | 

 

در عدل، محکوم فاعل مجازی حاکم است.

 

در سیاست، همانطور که ملت ره یافت را در به مرکزیت بودن

 

دولت به رسمیت می شناسد،

 

حکومت نیز مشروعیتش را از ملت می گیرد.

 

دموکراسی می تواند آزادی عمل در به قداست ندانستن

 

تصمیماتی باشد که روزانه مقدس بودنشان را

 

از دست می دهند.

 

قداست به معنای انسجام است.

 

در زندگی روزمرهً انسان ها

 

قداست در ذات و جوهر وجود است نه در شبه عمل.

 

زیرا قداست در آنسوی حس روزمره گی قرار دارد.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 14:3  توسط آرش  | 

 

ارتش

ایجاد ارتش 20 میلیونی در جواب به کدام نیاز جمهوری اسلامی

باید تحقق پیدا کند ؟

اصولا ارتش به جمعیت های منظم و آموزش دیده ای گفته می شود

که دارای قابلیت دفاع و حمله می باشند. گاهی باید حمله کنند

و زمانی دیگر باید بتوانند در مقابل حمله یک نیرو ( ارتش ) دیگر

از خود دفاع کنند.

بر هیچ منطقی پوشیده نیست که هر نظمی ( سرزمینی ) به

یک ارتش برای دفاع از هستی ( ارزش های ) خود احتیاج دارد.

اما سوال اینجاست : چرا ایران به ارتشی با چنین جمعیت زیادی

یعنی حدود یک سوم جمعیت کنونی کشور محتاج می باشد ؟

مگر اصولا چه خطر یا خطراتی ایران را تهدید می کند ؟

و یا ایران باید به کدام نیرو باید یورش ببرد ؟

_ همانگونه که می دانیم بنیان گذار جمهوری اسلامی

( ایه ا.. خمینی )

مهمرین سیاست خارجی خود را صدور انقلاب اسلامی معرفی کرد.

انقلابی که از نظر او نقطه عطف شروع حکومت عدل

بر روی کره زمین بود. از بظر چنین شخصی هیچ دلیل الهی

وجود نداشت که این ارزش ها تنها در خاک ایران بماند و دیگر

بندگان خداوند از این نعمت الهی بی بهره بمانند.

اما در این بین همیشه انسان ها و سیستم هایی بودند و

هستند که این تقدیر الهی را بر نمی تابند و در برابر این عطیه

خداوندی سرکشی می کنند. در اینجا باید یک ارتش 20

میلیونی در میان باشد تا بتواند این موانع را از سر راه بردارد

تا مردمان تحت سلطه این کافران از قید شیطان آزاد گردند

ا بتوانند ذات الهی خود را شکوفا کنند

( دقیقا همان چیزی که در زمان صدر اسلام برای

بسیاری از سرزمبن ها چون ایران ما اتفاق افتاد ).

_ براستی ایجاد ارتش 20 میلیونی چه کارایی دیگری

جز این می توانسته داشته باشد ؟

با درود بر روح پاک بنیان گذار انقلاب اسلامی ایران که

بهشت و نیکی را تنها از آن مردم ایران نمی دانست.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت 20:59  توسط آرش  | 

 

اسطوره گرایی ، امامزادگان ، تنوع طلبد در قومیت و مکان ها

با مروری بر تاریخ چند هزار ساله ایران می توان به اهمیت

اسطوره ها پی برد. اسطوره ها همواره خوب نبوده اند.

بلکه آنها نقطه عطف یک حرکت اجتماعی بوده اند که توسط

غالب عامه مردم قابل اجرا نبوده است.

اینان شخصیتهایی بوده اند که در یک بحبوحه زمانی و یا مکانی

به ثمر رساننده ایده الهی قوم خود بوده اند.

این قوم می توانسته در غالب یک کشور و یا حتی یک

قبیله تعریف شود. اکثر این اشخاص مانند

یک حامی عمل می کرده اند. این حمایت می توانسته در مقابل

یک دشمن زمینی و یا حتی اسطوره ای دیگر در حد غول ، دیو ،

جن یا پری بوده باشد. و یا حتی در موارد مشخص

( اکثرا در مفرب زمین ) این حمایت می توانسته در مقابل

بلایای طبیعی چون سیل ، آتش سوزی و ... بوده باشد.

_ در ایران نیز اسطوره ها دارای تاریخ و داستان های

خاص خود می باشند.

_ پس از ورود تازیان (اعراب) به ایران ، فلسفه اسطوره گرایی

بدلیل تسلط اعراب که ضدیت قابل توجهی با حس ملی گرایی

ایرانیان داشتند ، دچار تغییرات ظاهری بسیاری شد.

_ در این دوره مردم ایران زمین دیگر نمی توانستند از پهلوانانی

نام ببرند که هنر آنها در از بین بردن یک حریف غیر ایرانی بود.

بلکه ارزشهای ملی و ایرانی جای خود را بالاجبار به ارزشهای ا

سلامی داد. در این راستا نیز اسطوره سازی و ارزش های آن نیز

حول محور فلسفه اسلام می گشت.

_ در ایران مردم بدلیل داشتن اتحاد در درون یک جمعیت که

می توانست از یک جد یا اجداد در یک خانواده و یا قبیله

تعریف گردد. مکان نیز دارای اهمیت ویژه ای بود.

بیین صورت که تعصبات در حول محور مکان ، زاد و ولد و کنیه

فامیلی می چرخید و هر فرد دارای یک پسوند فامیلی بود که

می توانست ابراز کننده کنیه آن شخص باشد که این پسوند

دارای حس مالکیت بر دو فاکتور عمده مکان یا نژاد و

اصلیت یا فامیلیت بود. در همین راستا مردم هر مکان یا هر قوم

در نشانه گذاری ارزش های خودشان به اسطوره های مشخصی

احتیاج داشتند که می توانست نشانه اهمیت خاص در بین

افراد آن جمعیت با شخص (اسطوره- امامزاده) مورد نظر باشد.

در این حالت تعصبات قبیله ای افراد نیز به خوبی ارضا می شد.

از جمله دلایل تعدد امامزادگان می توان از آنچه که در بالا ذکر شد ،

نام برد.

بدین صورت که حتی هر ده یا منطقه یا فامیل دارای یک امامزاده

برای حاجت طلبیدن شد. امامزاده ای که در درجه اول به مکانی که

در آن قرار داشت (به خاک سپرده شده بود) تعلق داشت.

نکته دوم :

اسطوره زنده -------- اسطوره مرده

همانگونه که می دانبم امامزادگان پس از آنکه به خاک سپرده

می شدند دارای اهمیت ویژه خود می شدند و قابل دستاویزی و

ارزش گذاری و پرستش می شدند.

یکی از بزرگترین قوم عرب به ایران تغییر اسطوره های زنده ایران زمین

به اشخاصی بود که دیگر در این جهان زندگی نمی کردند و تنها

از راه توسل الهی (اسلامی) می توانستند به ملت خود ( ! )

خدمت کنند.

این روند طرز فکر باعث حس عدم اعتماد به نفس ، عقب گرایی ،

تضاد با اصل حیات و دید معنوی زندگی پس از مرگ می شده

و می باشد.

در چنین رویکردی می توان از بوجود آمدن تجدد مذهبی

( و سنتی ) نام برد. و تجدد همان فاکتوری است که هر حکومت

مذهبی یک جانبه گرا برای توجیه حکومت مطلقه به آن

احتیاج بسیار بارزی دارد.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت 18:34  توسط آرش  | 

 

آه اسراییل

        ای سرزمین زیبایم

                ای تعریف با شکوه ابدیت

 

آه اسراییل

        آه ای خاک بیگناهم

                 با خون خود با تو عهد می بندم

 

آه ای اورشلیم

         ای سرور عروسان

                  ای زیبا رویم

                    با خون خود با تو عهد می بندم

که هرگز نگذارم

       این دژخیمان

             بلندای پاک وجودت را

                         تکفیر کنند

                            هرگز

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت 18:26  توسط آرش  |